ساحت عشق ...
08 آذر 1393 توسط شاگرد آقا...
عقل بی اختیار…
اما قلمرو آل كسا، ساحت امانتداری و اختیار است …
و جبرائیل را آنجا بار نمی دهند كه هیچ ، بال می سوزانند …
آنجا ساحت “انی اعلم ما لاتعلمون “است ، آنجا ساحت علم لدنی است ،
رازداری خزاین غیب آسمان ها و زمین؛
آنجا سبحات فنای فی الله است و بقای بالله…
و مرد این میدان كسی است كه با اختیار ،از اختیار خویش درگذرد!
و طفل اراده اش را در آستان ارادت قربانی كند …
و چون اینچنین كرد، در می یابد كه غیر او را در عالم اختیار و اراده ای نیست و “هر چه هست اوست"…
گزیده ی مقاله “فتح خون” فصل دهم: تماشاگه راز // اثر ماندگار “سید مرتضی آوینی”